به دادم برس
ا ين روزا بدطوري دلتنگت ميشم.تو هم كه از هميشه بي انصاف تري...
نميدونم چرا هرروز كه ميگذره از عشق من نسبت به تو هيچ كم نميشه...
كاش خودتم اينو ميدونستي.اما افسوس كه تو جز خودت چيزي نديدي...
چه لحظات سختی است بیاد آوردن لحظات آشنایی...
وقتی که دیگر نیستی...
باید بمانم اینجا
شاید روزی بیایی
برای شنیدن...
تو که هیچوقت برام حرفی نداشتی
تمام روزها ، مثل هم مثل همیشه
صدای قشنگت تو گوشم زمزمه میشه
اما خودت نیستی،ببینی همه اش عذابه مثل سرابه
وقتی میخوام باشی دیگه نیستی
نیستی که ببینی اشکام دیگه نمی تونن
نریزن، بمونن، بسازن، نمیرن
رفتی و خاطره های تو نشسته تو خیالم
بی تو من اسیر دست آرزوهای محالم
یاد من نبودی اما من به یاد تو شکستم
غیر تو که دوری از من دل به هیچ کسی نبستم
هر ترانه یاد من باش بی بهانه یاد من باش
وقت بیداری من باش عاشقانه یاد من باش
اگه باشی با نگاهت میشه از حادثه رد شد
میشه تو آتیش عشقت گر گرفتن و بلد شد
اگه دوری اگه نیستی نفس فریاد من باش
تا ابد تا ته دنیا تا همیشه یاد من باش
و یک عمر در حسرت کسی که به اندازه یک دنیا
دوستش داشتم و دارم ...

کاش می دانستی که در پیله تنهایی خود تنهایم...
کاش می دانستی که در حسرت یک روزنه در فردایم...
کاش می توانستم این پیله را بگشایم و...در آغوش تو ...
.
.
افسوس که بالهایم شکست...
امشب دل آسمون مثل دل من گرفته
انگار آسمون هم غصه تو دلش سنگینی میکنه
انگار آسمون هم خیلی از حرفهاشو تو سینه اش پنهون میکنه ...مبادا....
کاش آسمون بودم...اونوقت ...شاید...بارون میتونست...
اما افسوس آسمون هم نیستم...

داره بارون میاد میدونی هروقت بارون میاد من ناخودآگاه بیادت میفتم ...بارون امشب هم تو رو بیاد من میاره...
آخه همیشه میگفتی بارونو دوست داری همیشه بهم میگفتی هروقت بارون آومد بیادت باشم حالا هم بیادتم تو قطره قطره های بارون رنگ چشماتو میبینم.هر بار که به پشت شیشه پنجره میخوره انگار صدای تورو میشنوم...
انگار همه دنیا مال من میشه...
انگار همینجایی کنار خودم... انگار دستت تو دستمه... انگار دیگه هیچ غصه ای ندارم ...
انگار همه این دوریها فقط یه خواب بوده و سحر شده و من از کابوس وحشتناک بیدار شدم
کاش باران همیشه می بارید و تو همیشه ...